معنی تخمگذاری
7 بازدید
[ تُ گُ ] (حامص مرکب) عمل تخم گذاشتن مرغان و حشرات و ماهیان و دیگر جانوران تخم گذار: هنوز فصل تخم گذاری مرغان آبی فرانرسیده است.
کلمات همقافیه با «تخمگذاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر