معنی تخمگذار
7 بازدید
[ تُ گُ ] (نف مرکب) که تخم نهد. مقابل زاینده. صفت جانورانی که تخم گذارند. مقابل زنده زا: [ گویچه های سرخ خون ] در مهره داران تخم گذار ، بیضی شکل و دارای هسته اند. (جانورشناسی عمومی تألیف فاطمی ص ۱۸۸).
کلمات همقافیه با «تخمگذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر