معنی تخجیل
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) خجل کردن. (تاج المصادر بیهقی). خجل کردن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شرمنده ساختن کسی را. (اقرب الموارد) (المنجد): در شریعت مروت و طریقت فتوت تخجیل را که ازین تعجیل رفت دافعی نخواهد بود. (سندبادنامه ص ۱۵۳).
کلمات همقافیه با «تخجیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر