معنی تخجم
5 بازدید
[ تَ جُ / تَ خَ جْ جُ ] صلی الله علیه و آله و سلم حریص و خداوند شره. (فرهنگ جهانگیری) (برهان) (ناظم الاطباء) (لسان العجم شعوری ج ۱ ورق ۲۸۵). رشیدی آرد: بفتحتین و ضم جیم تازی مشدد ؛ حریص و خداوند شره. خاقانی گوید بیت : نامم همای دولت و شهباز حضرت است نه کرکس فرخج و نه زاغ تخجم است. و له بیت : پیش دلشان سپهر و انجم این بوده ورخج و آن تخجم. و در فرهنگ بفتح اول و سکون دوم و ضم جیم آورده و مصرع خاقانی را چنین نقل کرده : «نه کرکس فرخجه و نه زاغ تخجم است» و بیت دیگر را ملاحظه نکرده - انتهی. صاحب انجمن آرا و آنندراج آرند: بر وزن تحکم؛ بمعنی حریص و خداوند شره و در فرهنگها، خاصه جهانگیری، مختلف و غلط آورده اند و عربی است نه پارسی و با حای مهمله صحیح نه به خای معجمه - انتهی. در برهان گوید تخجم بر وزن انجم؛ بمعنی حریص و خداوند شره باشد. ولی از بیت خاقانی بقرینهٔ فرخج این معنی درست درنمی آید، خاصه که انجم را به صفت آز و شره صفت نکرده اند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تخجم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جم» برای سرودن شعر