معنی تختی
5 بازدید
[ تَ ] (ص نسبی) منسوب به تخت. || (اِ) لوحی که کودکان بروی آن علم و عمل خط می آموزند. || خاتم سنگی. || صدر. سینه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تختی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر