معنی تختور
6 بازدید
[ تَ وَ ] (ص مرکب) پادشاه. دارندهٔ اورنگ پادشاهی : چو دیدم کزین حلقهٔ هفت جوش بر آن تخت ور شد جهان تخته پوش.نظامی.
کلمات همقافیه با «تختور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر