معنی تختپوش
5 بازدید
[ تَ ] (اِ مرکب) پوشش باشد از اقمشه. (آنندراج). پوشش تخت. (ناظم الاطباء): تختی از تختهٔ زر آوردند تخت پوشی ز گوهر آوردند.نظامی. تخت پوش سبز بر صحن چمن گسترده اند چارطاق لاله بر مینای اخضر بسته اند. (از ترجمهٔ محاسن اصفهان). سبزه در اطراف مرغزار تخت پوش زمردین بر رواق انداخته و لاله در اکناف جویبار بر چرخ اخضر چهارطاق ساخته. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۰۰).
کلمات همقافیه با «تختپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر