معنی تختهپل
4 بازدید
[ تَ تَ / تِ پُ ] (اِ مرکب) جسر و معبر چوبی. (ناظم الاطباء). پلی که از تخته ها بر خندق قلعه سازند تا در قلعه آمد و رفت واقع شود. (آنندراج). پلی از تخته. پل تخته ای : قلعهٔ قهقهه دهان کرده تخته پل بر درش زبان کرده. زلالی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تختهپل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پل» برای سرودن شعر