معنی تختهقاپو کردن
4 بازدید
[ تَ تَ / تِ کَ دَ ] (مص مرکب) چادرنشینی را در مسکنی جای دادن و او را از بادیه گردی و جای بجای شدن به حضارت کشیدن.
کلمات همقافیه با «تختهقاپو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر