معنی تختهبند کردن
5 بازدید
[ تَ تَ / تِ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) زندانی کردن. در قید و بند انداختن : در احسان، کنون که بگشاید؟ بوالحسن را چو تخته بند کنند.انوری.
کلمات همقافیه با «تختهبند کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر