معنی تختهبند شدن
5 بازدید
[ تَ تَ / تِ بَ شُ دَ ] (مص مرکب) بسته شدن، چنانکه در دکان و جز آن. || خشک شدن از سرماخوردگی. سخت سرما خوردن که پشت و سینه سخت درد کند. اثر سرمای سخت به سینه و پشت که حرکت آن مشکل کند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تختهبند شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر