معنی تختنشان
4 بازدید
[ تَ نِ ] (نف مرکب) بخشندهٔ تخت. (ناظم الاطباء): خسرو تاجبخش و تخت نشان بر سر تاج و تخت گنج فشان.نظامی.
کلمات همقافیه با «تختنشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر