معنی تخالس
6 بازدید
[ تَ لُ ] (ع مص) از یکدیگر ربودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). با یکدیگر ربودن. (شرح قاموس). تسالب. (تاج العروس ج ۴ ص ۱۳۸) (صحاح جوهری) (لسان العرب) (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (المنجد). || تخالس دو تن یکدیگر را؛ خواستن ایشان کشتن یا ربودن همدیگر را. (از تاج العروس ایضاً) (از اقرب الموارد) (از المنجد): فتخالسا نفسیهما بنوافذ کنوافذالعبط التی لاترقع. ابوذؤیب (از تاج العروس ایضاً).
کلمات همقافیه با «تخالس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر