معنی تخالج
3 بازدید
[ تَ لُ ] (ع مص) وسواس در دل آمدن. (غیاث اللغات). خلیدن چیزی در دل. (منتهی الارب). خلیدن: تخالج فی صدری؛ خلید در دل من. (ناظم الاطباء). شک کردن در چیزی. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). || تجاذب شوق یا اندوه کسی را. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تخالج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لج» برای سرودن شعر