معنی تخاریب
6 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ تُخْروب. (قطر المحیط). سوراخها مانند خانه های زنبوران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || سوراخ که در آن مگس انگبین نهد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (از ناظم الاطباء). بمعنی نخاریب به نون که تا بجای نون آمده است. (از قطر المحیط). صاحب نشوءاللغة آرد: النخاریب و التخاریب؛ خروق کبیوت الزنابیر و الثقب التی یمج النحل العسل فیها. (نشوءاللغة ص ۲۳).[ تَ ] (ع اِ) جِ تخریب. ویران کردن ها: و تعبیهٔ لشکرها و تخاریب بلاد و شهرها بر آن شیوه پیش گیرند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «تخاریب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر