معنی تحمی
7 بازدید
[ تَ حَ مْ می ] (ع مص) پرهیز کردن بیمار از مضرات. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خویشتن داری کردن. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «تحمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر