معنی تحسین کردن

معنی تحسین کردن

5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) آفرین گفتن. آفرین کردن. به زیبائی ستودن : ای خداوندی که چون احسنت گوئی بنده را شعر آنرا مشتری بر آسمان تحسین کند. امیر معزی (از بهار عجم). طاووس را به نقش و نگاری که هست، خلق تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش. سعدی (گلستان). صلح با دشمن اگر خواهی هر گه که ترا در قفا عیب کند در نظرش تحسین کن. سعدی (گلستان). کاش باری باغ و بستان را که تحسین میکنند بلبلی بودی چو سعدی یا گلی چون روی دوست. سعدی. رتبهٔ فکر ترا صائب عروجی دیگر است میکند تحسین خود هر کس کند تحسین تو. صائب (از بهار عجم).

کلمات هم‌قافیه با «تحسین کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید