معنی تحرق
4 بازدید
[ تَ حَ رْ رُ ] (ع مص) سوخته شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). در آتش افتادن. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «تحرق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر