معنی تحذیر کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) ترسانیدن : و ایشان را از عاقبت شکستن آن عهد بسی تحذیر کرد. (تاریخ قم ص ۲۵۴).
کلمات همقافیه با «تحذیر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر