معنی تحتالسلاح
5 بازدید
[ تَ تَسْ / تُسْ سِ ] (از ع، ص مرکب، اِ مرکب) زیر اسلحه. سپاهی حاضر خدمت. سپاهی مشغول خدمت نظام. در تداول ارتش، زیر پرچم. -دورهٔ خدمت تحت السلاح؛ دورهٔ خدمت زیر پرچم. مدتی که سرباز به فراگرفتن آموزشهای سربازی مشغول است و دورهٔ آن دو سال است.
کلمات همقافیه با «تحتالسلاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر