معنی تجیر
5 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) ثفل که بفارسی کنجاره باشد، لغت عامی است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ثجیر. رجوع به ثجیر و المعرب جوالیقی ص ۹۳ شود.[ تِ ] (اِ) دیوار کرباسی خانه خانه دار. (ناظم الاطباء). پردهٔ کلفت کرباسی که عموماً در سفر با چادر استعمال میشود. مثال: من در سفر، جلوی چادر تجیر میکشیدم و یک حیاط درست میکردم. (فرهنگ نظام). پردهٔ ضخیم که آویخته نیست و بر ستونهای چوبین استوار است. || پرده و حجاب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تجیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر