معنی تجیبی
5 بازدید
[ تُ ] (ص نسبی) منسوب است به تجیب که قبیله ایست. (انساب سمعانی). رجوع به تجیب و تجیبی (اِخ) شود.[ تُ ] (اِخ) (امرای ...) تجیبی یکی از طوایف عرب بودند که بر سرقسطه از بلاد مشهور اندلس حکومت کردند و از آن سلسله اند: منذربن یحیی تجیبی، المنصور (۴۱۰ هـ . ق. / ۱۰۱۹ م.)، یحیی بن منذر، المظفر (۴۱۴ هـ . ق. / ۱۰۲۳ م.)، منذربن یحیی (۴۲۰ هـ . ق. / ۱۰۲۹ م.). رجوع به طبقات سلاطین اسلام ترجمهٔ عباس اقبال صص ۲۲ -۲۳ و معجم الانساب ج ۱ صص ۹۰ -۹۱ و حلل السندسیه ج ۲ صص ۱۲۳ -۱۲۴ و دایرةالمعارف اسلام ج ۴ صص ۸۶۲ -۸۶۳ شود.[ تُ ] (اِخ) مکنی به ابوبکر. شعر بعربی میگفته. دیوان او صد ورقه است. (ابن الندیم، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).[ تُ ] (اِخ) ابوالحسن علی بن قاسم التجیبی مشهور به زقاق. او راست: لامیة الزقاق، منظومه ای در فقه مالک و اول آن: ثنایی علی المولی اقدم اولا. (معجم المطبوعات ج ۱ ستون ۹۷۰).[ تُ ] (اِخ) ابوالعباس احمدبن معدبن عیسی یا معدان بن عیسی بن وکیل التجیبی الاندلسی. رجوع به احمدبن معدان... در همین لغت نامه و معجم المطبوعات ج ۱ ستون ۶۲۸ -۶۲۹ شود.[ تُ ] (اِخ) ابوعمر محمدبن یوسف بن یعقوب الکندی المصری التجیبی. رجوع به محمد ... شود.[ تُ ] (اِخ) حرملةبن یحیی. (اعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۶۲). رجوع به حرملة شود.[ تُ ] (اِخ) عبدالرحمن بن عبدالعزیز التجیبی. رئیس طایفهٔ تجیبی است که امیر محمد الاموی برای مطیع ساختن بنی قصی از این طایفه کمک گرفت و در سال ۸۶۰ م. عبدالرحمن التجیبی را بر ثغرالاعلی بولایت گماشت. رجوع به حلل السندسیه ج ۱ ص ۱۲۳ و دایرةالمعارف اسلام ج ۴ ص ۸۶۲ شود.[ تُ ] (اِخ) عتیق بن خلف التجیبی، مکنی به ابوبکر. واعظ و مورخ مالکی و ساکن قیروان بود و از ابی زید و تبان و غیرهم کسب علم نموده و در جمادی الآخر سنهٔ ۴۲۲ هـ . ق. درگذشت. او راست: کتاب الافتخار و کتاب الطبقات. (از اسماء المؤلفین ج ۱ ستون ۶۵۱).[ تُ ] (اِخ) علی بن احمدبن الحسن بن احمدبن ابراهیم الحرالی التجیبی المالکی الاندلسی، مکنی به ابوالحسن. وی در شام سکونت داشت و در سنهٔ ۶۳۷ هـ . ق. درگذشت. او راست: اصلاح العمل لانتظارالاجل. الالماع بطرف من الانتفاع فی علم الحروف. (از اسماء المؤلفین ج ۱ ستون ۷۰۷).[ تُ ] (اِخ) محمدبن عبدالرحمن التجیبی، ملقب به اتقر که در سال ۸۸۸ م. بدست عبداللََّه الاموی به ولایت سرقسطه رسید. وی محمدبن لب زعیم بنی قصی را مقتول ساخت و امارت را در خاندان خود موروثی ساخت. رجوع به حلل السندسیه ج ۱ ص ۱۲۳ شود.[ تُ ] (اِخ) محمدبن هاشم تجیبی. یکی از امرای سرقسطه که در سال ۹۳۴ م. سر از طاعت خلیفه عبدالرحمن الناصر باززد و خلیفه سرقسطه را محاصره کرد و محمد در فشار افتاد و از خلیفه بخشایش خواست و مورد عفو قرار گرفت.[ تُ ] (اِخ) یحیی بن احمد اندلسی مالکی ادیب، مکنی به ابوزکریا. وی بسال ۷۵۳ هـ . ق. درگذشت و دیوان شعر دارد. (هدیة العارفین ج ۲ ص ۵۲۷).[ تُ ] (اِخ) یحیی بن محمدبن هاشم تجیبی. وی پس از پدر به امارت رسید و در زمرهٔ سرداران خلیفه عبدالرحمن الناصر و فرزندش الحکم المستنصر درآمد و در سال ۹۷۵ م. به ولایت سرقسطه رسید. رجوع به حلل السندسیه ج ۱ ص ۱۲۴ شود.[ تَ ] (اِخ) یمن بن احمدبن یمن طلیطلی اندلسی مالکی، مکنی به ابوموسی. در قرطبه بسال ۳۹۰ هـ . ق. درگذشت. او راست: برالوالدین در پنج جلد. (هدیة العارفین ج ۲ ص ۵۴۸).
کلمات همقافیه با «تجیبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر