معنی تجافیف
5 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ تِجفاف. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). برگستوان و خفتان ها. (از آنندراج): چهل مربط فیل در محاذات مجلس او بداشتند با تجافیف مُشهر. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ ص ۳۳۳).
کلمات همقافیه با «تجافیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر