معنی تتقبند
6 بازدید
[ تُ تُ بَ ] (نف مرکب) که تتق بندد. که پرده کشد: گهربخشندهٔ ابر تتق بند درافشانندهٔ صبح شکرخند.خواجو. گاه نقش آرای آرایش به انگیز خیال گاه در حجله تتق بند عروسان بوده ام. نظام قاری (دیوان ص ۹۷). رجوع به تتق و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تتقبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر