معنی تتقباف
5 بازدید
[ تُ تُ ] (نف مرکب) تتق بافنده. که پرده بافد: خرد کاری بین که در مشرق تتق بافان شب دق مصری را نورد ذیل اکسون کرده اند. مجیر بیلقانی. رجوع به تتق و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تتقباف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر