معنی تتربوه
6 بازدید
[ تَ رَ ] (اِ) تتربو. (فرهنگ جهانگیری) (برهان) (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء). ظرافت و لاغ و مسخرگی. (برهان). لاغ و تمسخر و مضحکهٔ مجلس شدن. (فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۲۹۲ الف): گشت آنکه شد همیشه پی هزل و تتربوه از که سبکتر ارچه گران بود همچو کوه. شهاب. رجوع به تتربو و تتره شود.
کلمات همقافیه با «تتربوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر