معنی تتربو
5 بازدید
[ تَ رَ / تَ تَ ] (اِ) تتربوه. (فرهنگ جهانگیری) (برهان) (فرهنگ رشیدی) (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء). تتره. (انجمن آرا) (آنندراج). ظرافت و سخره و لاغ. (فرهنگ جهانگیری). ظرافت و لاغ و مسخرگی. (برهان) (فرهنگ نظام) (آنندراج) (انجمن آرا). ظرافت و لاغ. (فرهنگ رشیدی). سخره و لاغ. (شرفنامهٔ منیری). لاغ و تمسخر. (فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۲۸۹ ب). ظرافت و زیبائی و لطافت و لاغ و مسخرگی. (فرهنگ نظام): لیکن نه بازگردم از شر دشمنان کاندر خور تماخره و تتربو شوم.سوزنی. رجوع به تتربوه و تتره شود.
کلمات همقافیه با «تتربو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر