معنی تتائی
6 بازدید
[ تَ ] (اِخ) شمس الدین محمدبن ابراهیم مکنی به ابوعبداللََّه تتائی مالکی. وی قاضی القضاة مصر و مردی خویشتن دار و فاضل و عفیف و متدین بود. مدتی بکار قضا مشغول شد و سپس آن را ترک گفت و به تدریس و تصنیف پرداخت و در فرایض یدی طولی داشت و پس از سال ۹۴۰ هـ . ق . درگذشت. (از معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۶۲۵). در هدیة العارفین وی را محمدبن ابراهیم بن خلیل شمس الدین مالکی قاضی ضبط کرده و نویسد در ۹۴۲ هـ . ق. درگذشت. او راست: البهجةالسنیة. تنویرالمقالة فی شرح الرسالة. جواهرالدرر فی حل الفاظالمختصر. خطط السداد و الرشد فی الفروع. فتح الجلیل فی شرح الفاظ الشیخ خلیل. و جز آن. (هدیة العارفین ج ۲ ص ۲۳۶). رجوع به اعلام زرکلی ج ۳ ص ۸۴۳ شود.[ تَ ] (اِخ) یوسف بن حسن. او راست «الرساله» که محمدبن ابراهیم آن را بنام «تنویرالمقاله» شرح کرده است. (هدیة العارفین ج ۲ ص ۲۳۶).
کلمات همقافیه با «تتائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر