معنی تب هجران
7 بازدید
[ تَ بِ هِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) تب هجر. سوز و گداز دوری. حرارت فراق. تبی که از هجران عارض شود: از تب هجران تو ناخن کبود پیش تو انگشت زنان کالامان. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۳۴۴). رجوع به تب و ترکیبات آن شود.
کلمات همقافیه با «تب هجران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر