معنی تب سوزان
5 بازدید
[ تَ بِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) تبی شدید که حرارت بدن بیمار بحد نهایی صعود کند. تبی سخت : امیر را تب گرفت، تب سوزان و سرسامی افتاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۱۷).
کلمات همقافیه با «تب سوزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر