معنی تب سودا
5 بازدید
[ تَ بِ سَ / سُو ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) تبی که از مادهٔ سودا باشد: بدرد من چرا نادردمندی مبتلا گردد نیمخواهم تب سودا نصیب دشمنم گردد. میرمحمد افضل (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تب سودا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر