معنی تب ستان
4 بازدید
[ تَ سِ ] (نف مرکب) تب ستاننده. گیرندهٔ تب. دافع تب : از بهر تب بریدن خود دست آز را از نیستان هیچکسی تب ستان مخواه. خاقانی.
کلمات همقافیه با «تب ستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر