معنی تبیین

معنی تبیین

8 بازدید
[ تَ بْ ] (ع مص) هویدا شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). پیدا شدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی). پیدا و آشکار شدن. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و منهُ فی المثل: و قد بین الصبح لذی عینین. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || هویدا بکردن. (تاج المصادر بیهقی). هویدا کردن. (زوزنی). پید اکردن. (ترجمان علامهٔ جرجانی). پیدا و آشکار کردن. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بیان کردن و آشکارا ساختن. (غیاث اللغات) (آنندراج) (فرهنگ نظام): ائمه را از برای تعلیم فرایض دین و سنن اسلام و تبیین و تعیین حلال و حرام نصب کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱۲۷۲هـ . ق. تهران ص ۲۸۸). || (اِمص) بیان و تفسیر. (ناظم الاطباء). || وضوح و آشکارایی و پیدایی. (ناظم الاطباء). || (مص) شوی دادن دختر را. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). کدخدا کردن دختر را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || روییدن درخت. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || برآمدن شاخ گاو. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). برآمدن شاخ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - تبیین و تفسیر؛ آن است که شاعر چند صفت مجمل برشمارد، آنگه در بیت دیگر یا در مصراع دیگر بیان آن بیارد و تفسیر آن بکند، چنانکه عنصری گفته است: یا ببندد یا گشاید یا ستاند یا دهد تا جهان بر پای باشد شاه را این باد کار آنچ بستاند ولایت، آنچ بدهد خواسته آنچ بندد پای دشمن، آنچ بگشاید حصار. و معزی گفته است و تفسیر کرده: در معرکه بستاند و در بزم ببخشد ملکی بسواری و جهانی بسؤالی. و ازرقی گفته است و بیان کرده: با هیبت تو بریزد اندر گه جنگ تیزی ز سنان زه ز کمان بر ز خدنگ با جود تو زی کف تو دارد آهنگ پیروزه ز کان در ز صدف لعل ز سنگ. و معزی گفته است و تفسیر کرده: اندرین مدت که بودستم ز دیدار تو دور جفت بودم با رباب و با کباب و با شراب بود اشکم چون شراب لعل در زرین قدح ناله چون زیر رباب و دل بر آتش چون کباب. و همو گفته است و بیان کرده: مخالفان ترا از چهارگوهر هست چهارطبع نصیب چهار چیز مدام ز نار گرمی جسم و ز باد سردی دم ز آب تری چشم و ز خاک خشکی کام. و متکلفی گفته است: اندر برم و بزیرم ای طرفهٔ ری در خانه ترا و در قدح پیش تو می بیرون کشم و پاک کنم اندر پی از پای تو موزه وز بناگوش تو خوی. (المعجم فی معاییر اشعار العجم چ ۱۳۱۴ صص ۲۷۴ -۲۷۵).

کلمات هم‌قافیه با «تبیین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید