معنی تبناک
6 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) تب دار. آنکه تب داشته باشد. || جایی که از آن تب خیزد: بلد سنخ؛ شهر تب ناک. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «تبناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر