معنی تبنان
5 بازدید
[ تُ ] (اِ) تنبان و پای جامه و شلوار دراز. (ناظم الاطباء). بمعنی تبان است که باء بنون مقدم شده و این جایز است. (لسان العجم شعوری ج ۱ ورق ۳۰۷ ب).[ تَ ] (اِخ) وادیی است به یمامه. (معجم البلدان ج ۲ ص ۳۶۴).
کلمات همقافیه با «تبنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر