معنی تبقیر
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) کوهامور بازیدن. (تاج المصادر بیهقی). بازی بُقَیرَی بازیدن. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب). بازی بقیری بازیدن و بقیری بازی ایست که به فارسی آن را کوهاموی گویند. (آنندراج). بازی کردن بازی بقیری که بازی کوهاموی باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به کوهاموی شود.
کلمات همقافیه با «تبقیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر