معنی تبریزک

معنی واژه تبریزک

4 بازدید
[ تَ زَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان دشتابی در بخش بوئین قزوین که در ۲۳ هزارگزی باختر بوئین و ۱۸ هزارگزی راه عمومی قرار دارد. جلگه ای است معتدل و ۶۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و رودخانهٔ خررود است محصول آن بنشن و غلات و پنبه و سیب زمینی است و شغل اهالی زراعت و بافتن گلیم و جاجیم است. راه مالرو دارد که ماشین نیز توان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ تَ زَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان قزل کچیلو در بخش ماه نشان شهرستان زنجان که در ۴۲ هزارگزی جنوب خاوری ماه نشان و ۸ هزارگزی جنوب خاوری ماه نشان و ۸ هزارگزی راه عمومی قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است و ۳۵۶ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات و انگور و قیسی و آلبالو و عسل است. شغل اهالی زراعت است و گلیم و جاجیم نیز بافند و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید