معنی تبدل کردن
6 بازدید
[ تَ بَ دْ دُ کَ دَ ] (مص مرکب) تغییر کردن. دگرگون کردن. عمل تبدل : چه کند بنده که بر جور تحمل نکند دل اگر تنگ بود مهر تبدل نکند. سعدی.
کلمات همقافیه با «تبدل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر