معنی تبتیل
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) بریدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || از دنیا بریدن. (زوزنی). دل از دنیا بریدن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان علامهٔ جرجانی) (آنندراج). انقطاع از دنیا. (از اقرب الموارد). || گرویدن بخدا. (آنندراج). گرویدن بخدا و بریدن از ماسوای او. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تبتیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر