معنی تبتخاقان
6 بازدید
[ تَ بْ بَ ] (اِ مرکب) خاقان تبت : و ملک این ناحیت را تبت خاقان خوانند و مر او را لشکر و سلاح بسیار است. (حدود العالم چ طهرانی ص ۴۶). رجوع به تبت شود.
کلمات همقافیه با «تبتخاقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر