معنی تباه ساختن
6 بازدید
[ تَ تَ ] (مص مرکب) تباه گردانیدن. تباه کردن. ضایع و فاسد و خراب ساختن : طَلخ؛ تباه ساختن کتاب را. (منتهی الارب). باطل و بکارنیامدنی ساختن چیزی را. || منهدم کردن و ویران ساختن و هلاک و نابود ساختن کسی یا چیزی را: مبادا که گردد بتو کینه خواه ز خشم پدر پور سازد تباه.فردوسی. رجوع به تباه و دیگر ترکیب های آن شود.
کلمات همقافیه با «تباه ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر