معنی تباهی پذیرفتن
5 بازدید
[ تَ پَ رُ تَ ] (مص مرکب) فساد پذیرفتن. فنا پذیرفتن. تباهی گرفتن : نگه کن بدین گنبد تیزگرد... نه از جنبش آرام گیرد همی نه چون ما تباهی پذیرد همی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «تباهی پذیرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر