معنی تباهی جستن
4 بازدید
[ تَ جُ تَ ] (مص مرکب) فساد جستن. افساد. تباهکاری : مر او را گفت دیدی این چنین کار نگه کن تا پسندد هیچ هشیار که رامین با زنم جوید تباهی کند بد نام من در پادشاهی.(ویس و رامین).
کلمات همقافیه با «تباهی جستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر