معنی تاوگی
5 بازدید
[ وَ / وِ ] (ص نسبی) مرکب از «تاوه» (تابه) +«ی» (علامت نسبت) و ابدال های غیرملفوظ به گاف فارسی. منسوب به تاوه، آنچه که در تاوه پزند مانند نان و جز آن. - نان تاوگی؛ نانی که در تاوه پزند امروز در گناباد خراسان مستعمل است : رنج یاوگی نابرده نان تاوگی ناخورده. (راحةالصدور راوندی). || نان روغنی که شبهای برات به نیت خیرات مردگان پزند. رجوع به «تابه» و «تاوه» در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «تاوگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر