معنی تاهو

معنی تاهو

5 بازدید
(اِ) عرق شراب. (برهان) (ناظم الاطباء). نوعی از شراب. (غیاث اللغات). شراب عرقی. (فرهنگ جهانگیری) (فرهنگ رشیدی) (آنندراج) (انجمن آرا). جوهر شراب است که آن را عرق گویند. (آنندراج) (انجمن آرا). ماده ای مایع و مسکری که از تقطیر شراب و یا کشمش و یا خرمای تخمیرشده در آب بدست می آید و مخلوطی است از الکل و آب و بهترین تاهوها تاهویی است که از تقطیر شراب یا کشمش حاصل شده باشد و تاهویی که از تقطیر سیب زمینی و چغندر و بعضی غلات مانند گندم و برنج و ارزن و جز آن بدست آورده باشند شرب وی مخل سلامتی و مولد بسیاری از امراض مهلک است. (ناظم الاطباء): تکلف نیست حاجت، خوبرویی خواهم و کنجی میی تاهو نه انگوری سکورهٔ گل نه جام جم. امیرخسرو (از فرهنگ جهانگیری). چشمهٔ خورشید را در ته نشاند عکس ساقی کرتهٔ تاهو نماند.امیرخسرو (از فرهنگ جهانگیری). و تاهو بمعنی عرق را می پخته گویند و شراب نو را خام، چنانکه گفته، مصراع: خام درده پخته را و پخته درده خام را. و خواجه حسن دهلوی گفته: رخش خوی کرده دیدم رفتم از خویش عجب خاصیتی بود این عرق را. اما تاهو در شعر خسرو دلالت کند بر شراب غیرانگوری مانند نبیذ و امثال آن که پست تر از انگوری است. (آنندراج) (انجمن آرا).

کلمات هم‌قافیه با «تاهو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید