معنی تال و مال شدن
7 بازدید
[ لُ شُ دَ ] (مص مرکب) پریشان شدن. پراکنده شدن : شد از بی شبانی رمه تال و مال همه دشت تن بود بی دست و یال.فردوسی. تهمتن به زابلستان است و زال شود کار ایران همه تال و مال.فردوسی. شد تال و مال لشکر صبرم ز جوق شوق تا ابروی تو همچو کمانِ کشیده است. (مؤلف شرفنامهٔ منیری).
کلمات همقافیه با «تال و مال شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر