معنی تالسان
5 بازدید
[ لِ ] (اِ) طیلسان. (ناظم الاطباء). معرب آن طالسان است. (معیار ادی شیر از حاشیهٔ المعرب جوالیقی). نوعی پوشش آدمی. (اصمعی). صاحب معیار گوید: لباسی است که بر دوش اندازند و لباسی است که بدن را احاطه کند و برش و دوزندگی ندارد. «ادی شیر» گوید: پوشش مدور و سبزرنگ است، قسمت فرودین ندارد، پود آن از پشم است و بزرگان علما آن را پوشند و آن از لباس عجمان گرفته شده است. (حاشیهٔ المعرب جوالیقی ص ۲۲۷). رجوع به طالسان و طیلسان و تالشان و فرهنگ شعوری و حاشیهٔ برهان قاطع چ معین ذیل «طیلسان» شود.
کلمات همقافیه با «تالسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر