معنی تاسو
6 بازدید
[ تاسْ سُ ] (اِخ) شاعر ایتالیایی (۱۴۹۳-۱۵۶۹ م.). رجوع به تاس شود.[ تاسْ سُ ] (اِخ) شاعر ایتالیائی پسر شخص سابق الذکر. رجوع به تاس شود.[ سُ ] (اِخ) طاشو. یکی از جزایر دریای سفید، از توابع دولت عثمانی و نزدیک ساحل روم شرقی بود. طولش از شمال به جنوب ۲۸هزار گز و عرضش ۲۰هزار گز است. زمینش کوهستانی ولی حاصلخیز و سبز و خرم است. در گذشته شراب، و مرمر و معادن طلایش مشهور بود. «پولیگنوت» نقاش از آنجا است. ۱۵۰۰۰ تن سکنه دارد. رجوع به تاسس و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «تاسو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سو» برای سرودن شعر