معنی تاسهواسه
8 بازدید
[ سَ / سِ سَ / سِ ] (اِ مرکب، از اتباع) از اتباع است بمعنی اضطراب و تلواسه و بیقراری. (برهان) (آنندراج) (فرهنگ نظام). اضطراب و بیقراری بود. (فرهنگ جهانگیری).
کلمات همقافیه با «تاسهواسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر