معنی تاسه آوردن
5 بازدید
[ سَ / سِ وَ دَ ] (مص مرکب) اشتیاق یافتن به شهر و کشور هنگام غربت : چون فراق آن دو نور بی ثبات تاسه آوردت گشادی چشمهات.مولوی. رجوع به تاسه شود.
کلمات همقافیه با «تاسه آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر